در میان تمام فیلمهایی که تا به حال دیدم با هیچکدام به اندازه این فیلم ارتباط برقرار نکردم.من این فیلم را بعنوان یکی از مدرنترین آثار سینمای کلاسیک میدانم که تحلیل آن با ساعتها بحث و تبادل نظر احتیاج دارد. فیلم خاطرات کا پیتان جک ویلارد افسر آمریکای نیروهای ویژه است.افسری که تقریبا همیشه به تنهایی در ماموریتهایش شرکت می کرده.وتبدیل به انسانی منزوی و گوشه گیر شده .درد این افسر را فقط یک چیز میتواند موقتا التیام ببخشد:شرکت در یک ماموریت جدید.ماموریت برای جک حکم افیون برای معتاد را دارد که موقتا با آن به آرامش میرسد.کالبد شکافی شخصیت ویلارد بیشتر مربوط به روانشناسی جنگ است و ازحوصله این نوشته خارج است.ماموریت ویلارد کشتن کلنل کورت افسر برجسته نیروهای ویزه است که شخصیتی پیچیده دارد او یک نابغه نظامی بوده که در اثر یک شک روانی با حفظ نبوغ خود تبدیل به دیوانه ای خونخوار شده که در وییتنام و کاموج دست به جنایاتی گسترده زده است.ویلارد در این مامویت به همراه یک قایق گشتی آمریکایی در طول رودخانه ای که جنوب ویتنام رابه شمال آن متصل میکند حرکت کرده و سرانجام به کامبوج جایی که کورت نوعی امپراطوری برای خود براه انداخته میرسد.سفر ویلارد در طول رودخانه نوعی حرکت از سوی واقعیات به سمت ماوراء و متا فیزیک نیز هست وصحنه های انتهایی فیلم بیشتر یاد آور کابوسهای شبانه ویلارد است تا واقعیت اما قدرت بی مانند کاپولا این کارگردان چیره دست در راستای حفظ ظرافتهای هار مونیکی فیلم هماهنگی کاملی بین واقعیت و خیال بوجود آورده است.ترکیبندی زیبای صحنه ها هماهنگی کامل بین رنگها حرکت بی نظیر دوربین و دیگر امتیازات هنری" اینک آخر زمان" فیلم را به اثری تقریبا غیر قابل نقد هنری تبدیل کرده است .
استعاره کلامی-بصری و استفاده از زبان تصویر در قسمتهای مختلف فیلم خودنمایی میکندبعنوان مثال می توان ازنشان دادن چهره کارکتر های مورد نظر کارگردان بصورت نیمه تاریک و نیمه روشن برای تاکید کارگردان بر روح دو بعدی و ناشناخته انسان یا استفاده از کلمه گاو و تصویر آن که بشکل جسورانه ای بعنوان استعاره از حماقت دو طرف درگیر جنگ است نام برد.
همراهان کورت در قایق عبارتند ازفلیپس فرمانده قایق شین معروف به آشپز کلین و لنس.شاید بتوان یکی از برترین امتیازات این فیلم را شخصیت پردازی قوی کارکترهای فیلم بخصوص سرنشینان قایق و شخصیتهای اصلی فیلم دانست شخصیتهایی که به جبر جنگ هرکدام بنوعی تغییر شکل میدهند.نمونه زییبای آن که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته لنس جوان موج سوارساده ای است که هیچ قرابتی با محیط خشن جنگ ندارد و از طرفی سعی در پنهان کردن ترس خود دارد که نتیجه آن پناه بردن او به استتار مطلق است.استتاری که در هر قسمت بنوعی خودنمایی میکند مثلا در جایی با پناه بردن او به LSD در قسمتی با پخش بی دلیل دود استتار از طرف او وپایان فیلم که کاملا بشکل یک بومی کامبوجی در آمد .موسیقی فیلم بشکلی ماهرانه با آثار گروههای راک کلاسیک دهه 60 آمریکا مانند DOORS و ROOLING.STONSتزیین شده است.
به هرحال من که بعد از دهها بار دیدن این فیلم هنوز از تماشای آن لذت می برم!!!